Fire Work

let's learn English

Fire Work

let's learn English

داستان ۲ سرباز (two soldiers story)

two soldiers were in camp. The first one's name was George, and the second one's name was Bill. George said, 'Have you got a piece of paper and an envelope, Bill?'

Bill said, 'Yes, I have,' and he gave them to him.

 

دو سرباز در یک پادگان بودند. نام اولی جرج بود، و نام دومی بیل بود. جرج گفت: بیل، یک تیکه کاغذ و یک پاکت نامه داری؟

بیل گفت: بله دارم. و آن‌ها را به وی داد 

 

 

ادامه ی داستان = ادامه ی مطلب .......................  

two soldiers were in camp. The first one's name was George, and the second one's name was Bill. George said, 'Have you got a piece of paper and an envelope, Bill?'

Bill said, 'Yes, I have,' and he gave them to him.

Then George said, 'Now I haven't got a pen.' Bill gave him his, and George wrote his letter. Then he put it in the envelope and said, 'Have you got a stamp, Bill?' Bill gave him one.

Then Bill got up and went to the door, so George said to him, 'Areyou going out?

Bill said, 'Yes, I am,' and he opened the door.

George said, 'Please put my letter in the box in the office, and ... ' He stopped.

'What do you want now?' Bill said to him.

George looked at the envelope of his letter and answered, 'What's your girl-friend's address?'


دو سرباز در یک پادگان بودند. نام اولی جرج بود، و نام دومی بیل بود. جرج گفت: بیل، یک تیکه کاغذ و یک پاکت نامه داری؟

بیل گفت: بله دارم. و آن‌ها را به وی داد.

سپس جرج گفت: حالا من خودکار ندارم. بیل به وی خودکارش را داد، و جرج نامه‌اش را نوشت. سپس آن را در پاکت گذاشت و گفت: بیل، آیا تمبر داری؟ بیل یک تمبر به او داد.

در آن هنگام بیل بلند شد و به سمت در رفت، بنابراین جرج به او گفت: آیا بیرون می‌روی؟

بیل گفت: بله، می‌روم. و در را باز کرد.

جرج گفت: لطفا نامه‌ی مرا در صندوق پست بیاندازید، و ... . او مکث کرد.

بیل به وی گفت: دیگه چی می‌خواهی؟

جرج به پاکت نامه‌اش نگاه کرد و گفت: آدرس دوست دخترت چیه؟

نظرات 1 + ارسال نظر
حاج صالح سه‌شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 10:31 ب.ظ http://newsee.ir

و عشق آمد پدید ...

آپم

شما منظور داستان رو اشتباه فهمیدین این داستان یک نوع کنایه بووووووووووووود!!! نه جیزه دیگه ی

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد